ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
517
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
فصل 35 چگونه ريا عمل را تباه مىكند اگر قصد و نيّت عمل بر اخلاص بوده و تا پايان استمرار داشته باشد سرور و شكفتگى خاطر بعد از ظهور و علنى شدن آن ، نه قبل از آن ، عمل را باطل نمىكند چنان كه بعضى از اخبار گذشته بر اين مطلب دلالت داشت ، و نيز اگر اين شادى و نشاط براى يكى از مقاصد سابق الذكر باشد . ولى اگر اين شادمانى براى گمان حصول منزلت در دلها باشد گناه نوشته مىشود . و اگر آشكار شدن عمل بعد از انجام آن از جانب خود او و با باز گفتن آن همراه رغبت و شادى باشد بسا گفته شده است كه عمل او باطل است ، زيرا حب باز گفتن آن دلالت بر اين دارد كه دل وى به هنگام عبادت از وجود رياى خفى خالى نبوده است . مؤيّد اين قول اين روايت است كه : « مردى به پيغمبر اكرم ( ص ) گفت : روزه پيوسته دارم . فرمود : نه روزه دارى و نه بىروزه » و اين روايت ديگر كه : « ابن مسعود از مردى شنيد كه مىگويد : دوش سورهء بقره خواندم . گفت : نصيب وى از آن همين بود » . امّا ظاهر اين است كه عمل او باطل نمىشود بلكه ثواب آن محفوظ است اگرچه به سبب ريائى كه بعد از فراغ از عمل از او صادر شده عقوبت مىشود . و دليل آن اين است كه اگر عمل تمام شد بطلان را نمىرساند ، زيرا به آنچه انسان توجه و آگاهى ندارد مؤاخذه نمىشود ، وگر نه تكليف به محال لازم مىآيد . و آن خبر اگر صحيح باشد ، انكار پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم نسبت به روزهء پيوستهء آن شخص بوده نه براى اظهار آن . و سخن ابن مسعود اگر ثابت هم باشد حجّيّت ندارد .